" خداکنه احساس آخریم درست باشه! "
و حالا تمام ِ دنیای ِ دیگریست...
می خندم...تلخ...
چه قدر دلتنگت شده بودم لعنتی...
پشت ِ این همه فاصله هنوز می خواهمت...
بدجور هم می خواهمت...
خواستنی که پشتش هیچ رسیدنی در کار نیست !

هیچ وقت !
تو را لحظه ای خواهم پذیرفت...
که خودت بیایی...
با دل خودت...
نه با آرزوی من ...!
اینجا هوا ابری هست اما دل من افتابی و دلگیر خدایـــــــا چرا چرا باید من روز 7 سال جدید این همه غصه بخورم اونم یک جا خدایا همه فکر میکنن من یه ادمه خیلی پر انرژی هستم که هیچ وقت غصه نمیخورم اما اونا فقط ظاهر قضیه رو میبینن و از دل من خبر ندارن خدا کاری کن امسال دیگه مثل پارسال دمغ و غمگین نباشم
سال 90 سال نحسی بود که من تو اون اصلاّ ولش کن گذشته ها گفتنی نیست دل ادمو بدرد میارن ازاون زمانا خیلی میگذره اما انگار همین دیروز بود که.........
از این دنیا دلم خونــِ تو این دنیا هیچکس منو نمیفهمه همه با یه دید دیگه منو میبینن
هیشکی تاحالا بهم نگفته که راحت بشین پیشم درد و دل کن غماتو بریز بیرون خودتو خالی کن خدااااااااااااااااااااااااااا چراا باید تو عید که همه خوشحال و خندونن ما تو خونه غمبرک بزنمون بعد از سالها دیشب با مامانو بابا و سلیمه ابجی وسطی و دختر ش رفتیم تو شهر یه دوری زدیم خیلی خوش نبود اما بهتر از تو خونه نشستنه هرچی باشه دیگه یکم حالمون جا اومد همه مون به گردش احتیاج داریم اما کیه که به حرفا و دردای من گوش بده کی اصلا من براش مهمِ
دلم میخواد یه روز بلند شم ببینم تو یه جای سرسبزی هستم از دور صدای شُرشُر ابه و صدای جیک جیک پرنده ها و صدای نم نم بارون خدایا چقدر این چیزا ارزوی محاله ارزوی که هیچ وقت به واقعیت نمیرسه رویایی دست نیافتنی
اینـــــــــــــــــــــــا همش یه ر.ویـ ـا ســــــتـ
دوست دارم الان یه جای دور برم که دست هیشکی بهم نرسه اما اینا همش دلم میخواد که اصلا به واقعیت نمیخوره
خدایا خسته شدم از تنهایی از دربه دری از خونه نشستن زل زدن به دیواری که گچ هاش همه ریخته خسته هم از این دنیا خسته ام خدایا چرا صدامو دردو دلم نمیشنوی یا اگه میشنوی چرا کاری نمیکنی

چه زیبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذیرفتی!
چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !
چه كودكانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یك كلمه مرا ترك كردی !
چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد!
چه بیرحمانه! من سوختم

نمیدونی که تو قلبم,چقدر آشوب چقدر جنگه
نمیدونی دلم تنگه,واسه روزای خندیدن
دلم تنگه واسه حرفات,واسه با عشق ترو دیدن
دلم تنگه نمیدونی,نمیدونی که داغونم
واسه داشتن آرامش,رگهامو مانع می دونم
خدایا کفر نمیگویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم؟!
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.
خداوندا!
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی
به زیر پای نامردان بیاندازی
و شب آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایهی دیوار بگشایی
لبت بر کاسهی مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرفتر
عمارتهای مرمرین بینی
و اعصابت برای سکهای اینسو و آنسو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر میگویی
نمیگویی؟!
خداوندا!
اگر روزی بشر گردی
ز حال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است…

داستانی بسیار زیبا در ادامه مطلب میباشد حتما حتما بخونید چون ضرر میکنید اگه نخونین

ادامه مطلب
یه بغض خسته ی تنها
منو تنها نمیذاره
هوای ابری چشمام
بازم اشکامو کم داره
هنوزم مات و مبهوتم
مگه میشه ازم رد شی؟
تو که عاشقترین بودی
مگه میشه باهام بد شی؟
هنوزم دستتو میخوام
نرو بی تو نمیمونم
چرا از پیش من رفتی؟
تو که دیدی نمیتونم
تو که گفتی خداحافظ
من از دلواپسی مردم
تو این سرمای عاشق کش
کم آوردم , ترک خوردم
هنوزم مات و مبهوتم
مگه میشه ازم رد شی؟
تو که عاشقترین بودی
مگه میشه باهام بد شی؟
هنوزم دستتو میخوام
نرو بی تو نمیمونم
چرا از پیش من رفتی؟
تو که دیدی نمیتونم

کاش اينجا بودي
کاش در باغچه سبز دلم مي ماندي
کاش شعر غم من را
ز افق هاي غريب نگهم مي خواندي
کاش اينجا بودي
کاش گلهاي فراق تو گهي مي پژمرد
کاش گنجشک دلت
در غم من مي آزرد
و جدايي مي مرد
کاش اينجا بودي
کاش اينجا بودي
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند...
شعر تولد برای یک عزیز
روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو
كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو
درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم
بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم
ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم
از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم
من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون
چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون
به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم
هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم
تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم
كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش
بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش
با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک
با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک
عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک
فقط مي خوان بهت بگن :.
.
.
.
. تولدت مبارک
دوووووووووووووست دارم تولدت مبارک
ادامه مطلب رمز داره فقط یه نفر اون رمزو میدونه که خودش اگه خواست بره ![]()








ادامه مطلب

نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن
ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...
کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...
کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم
و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است
میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...
کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...
میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود
میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...
خسته هم از این دنیـــــــــــــــــــــــــــــــــای تاریکـ
خسته ام از ادمایی که ادعا میکنن براشون عزیزمــــــــــــــــــــــ
خسته ام از دوستـــــــــــــــــ داشتن
خسته ام از روزایـــــــــــــــــــــــــ تکراری
خسته ام از دل تنـــــــــــــــــــــــــگ خودم
خسته ام از هرچی زندگی خستـــــــــــــه کننده
خسته امـــــــــــــــ از..................... عشقــــــــ دروغیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دختری که زندگی رو دوست نداررررررررررررره ....
همه میگن دعا کن نمیرم من میگم دعا
کنید بمیرم چون تو این دنیا هیچکس بودن من براش مهم نیست![]()

دیـدی آخـرش نـموندی
دیـدی آخـرش نـموندی
مـنو تـا جنـون کشـوندی
دلی کــه دادم به دستـت
آخـرش زدی شکــوندی
آخراش خـوب شده بـودی
تـیتر نـامه هـامو خـوندی
امـا چون خـوندی و رفـتی
دلـمو بیـشتر سـوزونـدی

مطمئن باش و برو ضربه ات کاري بود
دل من سخت شکست و چه زشت به من و سادگيم خنديدي
به من و عشق پاکي که پر از ياد تو بود
و به يک قلب يتيم
که خيالم مي گفت تا ابد مال تو بود
تو برو برو تا راحت تر تکه هاي دل خود را سر هم بند زنم

گناه
گناه من چیست
گناهم را بگو
بگو شب ها چشمم تر نشود
بگو تحمل سکوتت را ندارم
بگو دردی جز تو ندارم
گناهم را ندانم گناه کارم بگو
گر تورا نا خواسته آزردم گناه کارم بگو
تو بگو با من بگو از گناه من بگو
نکند عشق گناه هست بگو
نکند عشق نداری بگو
نکند عاشق نیستی بگو
من گر خطا کردم بگو
عشق من گر خطاست تو بگو
درد من از مرگ چیزی کم نیست بگو
اشکم از با ران کم نیست بگو
سر گردانم در این شهر بگو
راه خانه ندانم بگو
سکوت را بشکن تو بگو
بگو عشقم نخواهی تو بگو
بگو نزدیک مر گم بگو
بگو دردم بی دواشد بگو
گناهم را بگو
می بخشم کسانی را که هر چه خواستند با من ، با دلم ، با احساسم کردند
و مرا در دور دست خودم تنها گذاردند و من امروز به پایان خودم نزدیکم
پروردگارا.به من بياموز در اين فرصت حياتم اهي نكشم براي كساني كه دلم را شكستند

اگه دونفر لب پرتگاه باشن
کدومشونو نجات میدی
اونی که دوستش داری
یا اونی که دوستت داره
چرااا

رازي با من نيست …
قلبم كتابي گشوده است !
خواندنش براي تو مشكل نيست، عشق من !
زندگيام
از روزي آغاز شد
كه دل به تو دادم!

آرزويم اين است ؛ نتراود اشك در چشم تو هرگز ؛
مگر از شوق زياد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز ؛
وبه اندازه ي هر روز تو عاشق باشي
عاشق آنكه تو را مي خواهد . . .
و به لبخند تو از خويش رها مي گردد
و تو را دوست بدارد به همان اندازه ؛
كه دلت مي خواهد
در آغوشم بگیر بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس كنم
و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان قلبم به پایت افتاده است نرو لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره كن تنها تو را می خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم نرو..... نگذار دوباره تنها شوم.... 
| میترسم |
|
تو میگی بارون رو دوست داری اما وقتی بارون میاد چترت رو باز میکنی
تو میگی باد رو دوست داری اما وقتی باد میاد پنجره ها رو میبندی
تو میگی آفتاب رو دوست داری اما وقتی می تابه پرده ها رو می اندازی
حالا فهمیدی که چرا میترسم وقتی میگی
« دوستت دارم » ؟!! |

چطور بگم که دلتنگ توام تویی
که مونس شب های دل بی قراری ام بودی
چطور بگم که باغ دلم به غم نشسته واز دوری تو دلتنگ شده؟
چطور بگم که وجود تو... گرمای صدای دلنشین توبه
من آشفته زندگی میبخشه
چطور بگم که دستانم گرمی دستانت را می خواهد؟
ای تنهاترین ستاره زندگی من
پشت پنجره دل تنگم به انتظار لحظه با تو بودن می مانم
ღ ღ♥ تا با آمدنت دل بی قرارم را آرام کنی ღ ღ♥
دست خودم نیست
اگر می بینی عاشق تو هستم ، دیوانه تو هستم ، و تمام فکر و
زندگی من تو شده ای
به خدا بدان که این دست خودم نیست!
اگر میبینی چشمانم در بیشتر لحظه ها خیس است و دستانم
سرد است و اگر میبینی همه لحظه های دور از تو بودن اینهمه
سخت و پر از غم و غصه است بدان که این دست خودم نیست!
دست خودم نیست که همه لحظه ها تو را در جلو چشمانم
میبینم و به یاد تو می باشم.
دست خودم نیست که دوست دارم همیشه در کنارت باشم ،
دستانت را بگیرم ، بر
لبانت بوسه بزنم و تو را در آغوش خودم بگیرم!
به خدا دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاه می
اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یاد تو می افتم!
دست خودم نیست که هر سحرگاه به انتظارت مینشینم تا در
آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی
.jpg)
سکوت دوست داشتني توبود زيباترين احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود زيباترين انتظار زندگيم
حسرت ديدار توبود زيباترين لحظه زندگيم لحظه با تو بودن بود زيباترين هديه عمرم محبت توبود
زيباترين تنهاييم گريه براي توبود زيباترين اعترافم عشق توبود.

روزي ...با هم يه لحظه چشماتو ببند و ببين :::::من و تو باشيم ...يه جاده
ي بي انتها باشه ...هوا هم باروني باشه ...اگه اينا باشه هيچ وقت خسته
نميشم ...حتي تاول پاهام رو هم دوست خواهم داشت

اگه بگم که قول مي دم تا هميشه باهات باشم
اگه بگم که حاضرم فداي اون چشات بشم
اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي
اگه بگم بهونه ي هر نفسم تنها تويي
اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي کنم
اگه بگم زندگيمو بذر بهارت مي کنم
اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني
اگه بگم بال مني لحظه ي پرواز مني
ميشي برام خاطره ي قشنگ لحظه ي وصال
ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وکال
ميشي برام ماه شباي بي سحر
ميشي برام ستاره ي راه سفر
ولي بدون هرجا باشي يا نباشي مال مني
بدون اگه براي من هم نباشي عشق مني
براي سعادت شبا شعرامو من داد مي زنم
براي خوشبختي تو خدا رو فرياد مي زنم

دیــشــب خــوابــت را دیــدم ســــاکــت و بــی صــدا
ســرد و بــی تــفــاوت بــودی
وجــودم پــر بــود از تــو
تــو خالی بــودی از مــن
نگاهت می کردم ، هســتــی ام بــا بــودنــت شــکــل مــی گــرفــت
امــا مــن انــگــار مــی دانــسـتم کــه ایــن تـــنها یــک رویـاســت
ذره ذره مــی ســوزم امــا هــیــچ کــس مــرا نــمــی فــهـمـد
ایــن فــقــط یــک رویــاســت
بــودنــت بــرای مــن یــک دریــاســت
![]()
|
| ||
|

دلنوشته
یکی بود یکی نبود، اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم !
یکی داشت و یکی نداشت، اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من بودم!
یکی خواست و یکی نخواست، اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم!
یکی آورد و یکی نیاورد، اونی که آورد تو بودی اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم !
یکی برد و یکی باخت، اونی که برد تو بودی اونی که دل به تو باخت من بودم!
یکی گفت و یکی نگفت، اونی که گفت تو بودی اونی که " دوست دارم " رو به هیچ کس جز تو نگفت من بودم!یکی ماند و یکی نماند، اونی که ماند تو بودی اونی که بدون تو نماند من بودم
به شمارش نشستم ...
یـــــــــــــک روز ...
دو روز ...
یـک هفته...
یــک ســـــال ....
یـــــــک عمـــــــــر ....
آری یک عمـــــــــــــــــــــــــــر
یک عمر به پای تو خواهم نشست
با مهربانی هایت خو گرفتـــــــــــــه ام
مرگ هم توان گسیختن عشق من را ندارد
و امروز را ...
امروز که روز توست
امروز که میخواهم، با دو دست عشق را، در تار تار گیسوانت بپیچـــانم!
امروز که میخواهم، با فشار بوسه هایم ، لبان زیبایت را به بازی در آورم!
امروز که میخواهم، کمان ابروهایت، قلب کوچکم را نشانه گیـــــــــــــرد!
امروز که ...، نگاه ناز چشمان قشنگت، مرا بیخود از این زمانه می کند!
و امروز ...
از راهی دور، اما نزدیک تر از فشار دولب بر روی هــــم ...
با بغضی که از حسرت ندیدن چند ماهه ات به دل دارم...
با صدایی که از عمق وجودم بر آمیخـــــــــــته ...
سر بلند تر از همه عاشــــــــــــــقان
به تو میگویم ...
با هر دم و باز دمــــم ...
به تو ای عشق آسمانی من ...
به تو ای محکمترین تکیه گاه مشرقی ...
به تو میگـــــــــــــــــــــــویــــــــــــــــــــــــــــــم
امروز، فراوان تر از هر روز دیگر، دوستت دارم
![]()
ادامه مطلب
اگه گریه کردنم فرقی نداره
اگه دوست داشت من معنی نداره
اگه با من بودن عالمی نداره
باشه میرم ... باشه میرم...
اگه یادت نمیاد روزای عشقو
اون همه نامه که دل برات نوشتو
اگه میذازی به پای سرنوشتو
باشه میرم..... باشه میرم...
باشه میرم عشقو از تو یاد میگیرم
که گذاشتی برم و راحت بمیرم
باشه میرم.... باشه میرم...
باشه میرم که دیگه تو رو نبینم
تو نباشی چشم به راه کی بشینم
باشه میرم.... باشه میرم....
اگه راحت میشی با رفتن من
اگه خوب نیست با تو راه رفتن من
آخرین باره که می بینی منو
باشه میرم دیگه نمیبینی منو
باشه میرم عشق از تو یادمیگیرم
که گذاشتی برم و راحت بمیرم
باشه میرم... باشه میرم..
باشه میرم که دیگه تو رو نبینم
تو نباشی چشم به راه کی بشینم
باشه میرم.... باشه میرم..
****************************
دوستان چه تلخ بود قصه من و او
بدون هیچ پایانی
فقط سکوت مطلق..
********
حالمان بد نیست غم کم می خوریم
کم که نه هر روز کم کم می خوریم
آب می خواهم سرابم می دهند
عشق می ورزم عذابم می دهند
بس کن ای دل نابسامانی بس است
کافرم دیگر مسلمانی بس است
بت پرستم بت پرستم بت پرست
نیستم از مردم خنجر به دست
بت پرستم بت پرستی کارماست
چشم مستی تهفه ی بازار ماست
خوب اگر این است من بد می شوم
عشق اگر این است مرتد می شوم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم...

| Design By : Night Melody |






